تبلیغات
وبلاگ دانشجویان مدیریت 88 دانشگاه شیراز
تاریخ : شنبه 4 مهر 1394 | 22:55 | نویسنده : محمد شیروانی

دوست من !

آنچه می نمایم نیستم .

آنچه هست لباسی است که بر تن میکنم لباسی که به دقت بافته شده است تا مرا از سوالات تو و تو از کوتاهی و اهمال من محافظت کند .

 

دوست من !

آن من دیگرم . در خانه ای از سکوت زندگی می کند و برای همیشه همان جا باقی خواهد ماند غیر قابل درک و دست نیافتنی است.

نه می خواهم آنچه می گویم باور کنی و نه به آنچه انجام می دهم اعتماد .

که کلمات من چیزی نیست جز افکار تو در صدا و رفتار من چیزی نیست . جز آرزوهای تو در عمل.

وقتی می گویی: باد از جانب غرب می وزد . می گویم : آری از سوی غرب می وزد .

زیرا نمی خواهم که بدانی که فکر من به باد نیست به دریاست

تو نمی توانی اندیشه دریایی ام را بفهمی .

من نیز نمی خواهم آنرا دریابی .

من در آن دریا تنها خواهم ماند.

 

دوست من !

وقتی تو با روز هستی من با شب هستم .

و حتی آن هنگام نیز از صلاه ظهر سخن می گویم که بر فراز تپه ها می رقصد  و از سایه ارغوانی می گویم که تمامی دره را فرا گرفته است .

تو آوازهای شبانه مرا نمی شنوی و بال های پرواز مرا در برابر ستارگان نمی بینی و من نیز لحظه ای نمی خواهم تو آنها را بشنوی یا ببینی .

من با شب تنها خواهم بود .

وقتی تو به بهشت جاویدان فرا می روی من به جهنم فرود می آیم .

آن هنگام تو از آن سوی خلیج گذر ناپذیر مرا می گویی : همدم من رفیق همراهم .

زیرا نمی خواهم تو جهنم را ببینی

شعله دیدگان تو را خواهد سوخت و دود تلخ مشامت را پر خواهد کرد .

من نیز آن قدر دوزخم را دوست دارم که نمی خواهم آنرا ببینی .

من در جهنم تنها خواهم ماند.

تو حقیقت زیبایی و راستی را دوست داری

و من به خاطر توست که می گویم دوست داشتن اینها خوب و پسندیده است .

اما در دل به این دوست داشتن تو می خندم .

ولی نمی خواهم خنده ام راببینی .

من در خندیدن تنها خواهم بود .

 

دوست من !

تو خوب هوشیار و فرزانه ای .

نه تو کاملی و من نیز گویی عاقلانه و هوشیارانه با تو سخن می گویم .

و اکنون من دیوانه هستم اما دیوانگی ام را می پوشانم .

من در دیوانگی تنها خواهم بود.

 

دوست من!

تو دوست من نیستی

اما چگونه می توانم این را به تو بفهمانم ؟

راه من راه تو نیست اما باز با هم قدم می زنیم دست در دست .


(جبران خلیل جبران)



تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 | 16:10 | نویسنده : سیدعباس علوی


تاریخ : سه شنبه 1 مهر 1393 | 14:50 | نویسنده : محمد شیروانی

گاهی

دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...!!

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید

فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...

گاهی..!
پشیمانی از کرده و ناکرده ات...


گاهی دلت

نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای

فردا نداری و حال هم که...

گاهی فقط دلت

میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری وگوشه ای

گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط"

نگاه کنی...

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت

تنگ می شود...


تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | 12:24 | نویسنده : سیدعباس علوی

بیهوده ورق می خورنــــــــد تقویـــــــــم هــــای جهــــــــــان

روزهــــای من همه یک روزند

شنبــــه هایی که فقـــط پیشوندشــــــان عوض می شـــــود . . .



تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 01:11 | نویسنده : سیدعباس علوی
 

انجام کلیه تحلیل های آماری برای مقالات علمی و پایان نامه ها

 

با استفاده از نرم افزارهای (LISREL-SPSS-PLS)

 

شماره تماس: 09372182038

 

ایمیل: Yaser.shojae@ut.ac.ir



تاریخ : سه شنبه 3 تیر 1393 | 00:14 | نویسنده : سیدعباس علوی

ای بوی دوست ! شب همه شب در بر منی

یاد مدام حافظه ی بستر منی

ای دوست ! ای خیال خوش ! ای خواب خوشترین !

تا زنده ام ٬ تو زنده ترین در سر منی

افلاک را به خاک ٬ تو آموختی زعشق

پرواز من تویی که تو بال و پر منی

آفاق جانم از تو سحر در سحر شده است

ای مشرق من ! ای که سحر گستر منی

بی نام تو مباد مرا نامه یی که تو

شعر مکرّر همه ی دفتر منی

                      ▄ ▄ ▄

اردی بهشت خوش شب و شعر و شراب خوش

امّا نه بی تو ٬ گز همگان خوش تر منی

بی تو بهار و هر چه او ٬ نیست باورم

ای سبزه زو ! که سبزه ترین باور منی

خاک از بهار اگر ٬ تن خاکیم از تو یافت ٬

ای جان تازه ٬ ای که بهار آور منی

می نوشمت به شادی ِ آن کس که جز تو نیست

ای باده ی همیشه که سکر آور منی

هر جرعه ای که می خورم از تو معطّر است

برگ گلی ٬ رها شده در ساغر منی



تاریخ : شنبه 31 خرداد 1393 | 14:18 | نویسنده : سیدعباس علوی
در این مقاله شما عزیزان را با روش رفرنس دهی APA آشنامی کنیم.

لینک دانلود مقاله


تعداد کل صفحات : 38 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • بک لینک | قالب وبلاگ | گسیختن